سيد جعفر سجادى

1287

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

( از تهافت التهافت ص 6 - اسفار ج 1 ص 304 ، 292 - شرح منظومه ص 308 - دستور العلماء ج 2 ص 327 - تعريفات ص 102 ) . و بالجمله فلاسفه قوت نظرى نفس و يا نفس ناطقه را عقل ناميده‌اند اول مرتبت قوت محضه است كه در اين مرتبت خالى و عارى از تمام صور علميه است دوم مرتبت بالملكه كه بعضى از صور علميه او را حاصل است و در اين مرتبت مستعد پذيرش ساير معقولات است سوم مرتبت فعليت و بالفعل است كه تمام صور علميه براى او حاصل است و چهارم مرتبت بالمستفاد است كه در اثر اتصالش به عقل فعال آنچه را عقل فعال بدان محيط است براى آن نيز حاصل مىشود در اين مرتبت نفس كمال تجرد را يافته و مستقيما از عقل فعال مستفيد مىشود . فارابى گويد : « و من هذا القوى العقل العملى و هو الذى يستنبط ما يجب فعله من الاعمال الانسانية و من هذا القوى العقل العلمى و هو الذى يتم به جوهر النفس و يصير جوهرا عقليا بالفعل و لهذا العقل مراتب يكون مرة عقلا هيولانيا و مرة عقلا بالملكة و مرة عقلا مستفادا » و هذا القوى التى تدرك المعقولات جوهر بسيط و ليس بجسم و لا يخرج من القوة الى الفعل و لا يصير عقلا تاما الا بسبب عقل مفارق و هو العقل الفعال الذى يخرجه الى الفعل » ( عيون المسائل ص 17 ) . وى ابتدا عقل را دو قسم كرده و گويد : عقل يا فاعل است و يا منفعل عقل فاعل همان عقل فعال است و عقل منفعل هم كه نفس انسانى است بر دو قسم است و بعبارت ديگر دو جنبه دارد يكى جنبه عمل كه عقل عملى گويند و ديگرى جنبه قوت نظر و آن را عقل علمى نامند و همين قوت است كه در اثر تربيت و كسب معارف مراحل مختلف را طى و بمرتبت عقل بالمستفاد ميرسد . اين تقسيم بطور قطع مأخوذ از تقسيم ارسطو است چه آنكه ارسطو گويد عقل بر دو قسم است يكى عقل منفعل كه در معقولات بمثابت ماده است نسبت به صورت و ديگر عقل فعال كه بمثابت صورت است نسبت به هيولى و آن ميتواند تمام صور را در عقل منفعل احداث كند و سه ديگر عقل بالملكه است كه همان عقل منفعل باشد اين تقسيم را براى اولين بار الكندى پذيرفته و بطور كامل از آن پيروى كرده است وى عقل بالقوة و بالملكه را از ارسطو گرفته و عقل فعال را كه در فلسفه اسكندر بمعنى خداست نيز مورد توجه قرار داده . تقسيم عقل و مراتب آن از نظر اسكندر چنان كه در رسائل الكندى آمده است به اين طريق است 1 - عقل هيولانى 2 - عقل بالملكه 3 - عقل بالفعل 4 - عقل بالمستفاد . الكندى در جاى ديگر گويد . ان رأى ارسطاطاليس فى العقل ان العقل على انواع اربعه » كه 1 - بالفعل 2 - بالقوة 3 - بالحس 4 - بالملكه باشد . شيخ الرئيس گويد . نفس انسان را دو قوت است يكى قوت عملى و ديگرى قوت نظرى و همان قوة نظرى است كه مراتبى دارد و هر يك از مراتب آن را عقل گويند و علت و باعث مخرجهء نفس از